یکشنبه 1397/03/13 09:28 نظرات ()
از یوسف پورانوری
دکتر مارتین لوتر کینگ زمانی گفت: «آمریکا بزرگترین تأمین‌کننده خشونت در جهان است.» ۵۰ سال از ترور این رهبر آزادیخواه سیاهان آمریکایی و رؤیایش می‌گذرد. آمریکا در این نیم قرن هر روز بیش از پیش پله‌های اخلاق را پایین رفته و به حضیض رسیده است. حتی کارخانجات مغزشویی این کشور هم دیگر نمی‌تواند شکست اخلاقی آمریکا و گرایش روزافزون به خشونت را پنهان کند.

دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده که قاعدتاً عصاره اخلاقیات جامعه آمریکایی است، به تازگی از برجام خارج شد. توافقی که به غیر از ایالات متحده، پنج کشور قدرتمند دیگر نیز در این سوی اقیانوس اطلس آن را با ایران امضا کرده بودند. آمریکا با این بدعهدی، بیش از پیش به جهانیان ثابت کرد در تعامل با آن نباید انتظار انصاف و التزام به حقوق بین‌الملل داشته باشند. شاید ایران باید نامه‌ی سرگشاده ۴۷ سناتور جمهوریخواه آمریکایی که در ۱۸ اسفند ۱۳۹۳ خطاب به سران ایران نوشته شده بود را جدی‌تر از امضای رئیس‌جمهور آن کشور تلقی می‌کرد؛ نامه‌ای به قلم تام کاتن سناتور ایالت آرکانزاس که در آن به رهبران ایران گفته شده بود اوباما تا چندی بعد رفتنی است و معلوم نیست رئیس‌جمهور بعدی به توافق با ایران پایبند بماند. همان هم شد و آمریکا بار دیگر ثابت کرد در عرصه بین‌المللی تکیه بیشتری به قدرت نظامی خود دارد تا به قواعد حقوقی. ماندن ایران در این توافق که اکثر ملل عالم از آن استقبال کرده‌اند، بیش از پیش به دنیا ثابت خواهد کرد جنگ‌طلب واقعی کیست.

از حیات آمریکا ۲۴۲ سال می‌گذرد و ارتش این کشور ۲۲۵ سال از عمرش را در جنگ بوده است. آمریکا هنوز هم در جای جای عالم درگیر جنگ است و طرفه این که ایران را که بیش از ۲۰۰ سال به هیچ کشوری حمله نکرده متهم به اشاعه خشونت و تروریسم می‌کند. براستی که آمریکای کنونی را بیش از هر چیز باید با صفت اورولی خطاب کرد.

در همین راستا نباید از خاطر برد که کنگره آمریکا به حضور یک شکنجه‌گر در رأس سازمان جاسوسی آمریکا رأی مثبت داد. جینا هسپل دستیار مایک پومپئو در سازمان سیا بود و صدها بار به شکنجه زندانیان سیاسی پرداخته بود و در بزنگاه به نابودی مدارک آن پرداخت. انتخاب او نشان می‌دهد کنگره آمریکا چقدر برای حقوق بین‌الملل، حقوق بشر و حتی وجدان انسانی ارزش قائل است.

از یاد نبریم که دونالد ترامپ برخلاف توصیه تقریباً همه جامعه بین‌المللی و برخلاف تمام حقوق بین‌الملل تصمیم گرفت سفارت آمریکا را به بیت‌المقدس انتقال دهد. مراسم این روز نکبت‌بار در حالی برگزار شد که چند کیلومتر آن طرف‌تر فلسطینی‌ها به دست تک‌تیراندازهای صهیونیست کشته می‌شدند. ترامپ هیچ موضعی در این خصوص نگرفت و نماینده‌اش در سازمان ملل فلسطینی‌ها را مسئول این جنایت دانست. نیکی هیلی برای تکمیل دنائت خود هنگام سخنرانی سفیر فلسطین در سازمان ملل، جلسه را ترک کرد. این رفتار آمریکا در حالی است که اکثریت کشورهای دنیا خشونت اسرائیل را محکوم کردند. آمریکا حتی قطعنامه‌ای را که در آن بازرسی در خصوص رفتار اسرائیل مورد تاکید قرار گرفته بود را وتو کرد. به راستی اگر آمریکایی‌ها ترسی از برملا شدن وحشی‌گری صهیونیست‌ها نداشتند به چه دلیل این طرح را وتو کردند. آیا اگر در نتیجه این تحقیق ادعای آمریکایی‌ها مبنی بر مقصر بودن فلسطینیان ثابت می‌شد، تمام منتقدان ساکت نمی‌شدند؟

طرفداری از خشونت در دستگاه حاکمه آمریکا محدود به جامعه بین‌المللی نمی‌شود. رنگین‌پوستان آمریکایی امروزه بیش از هر زمان دیگری در معرض خشم نژادپرستان طرفدار ترامپ قرار دارند. پلیس آمریکا در برخورد با این رنگین‌پوستان با کمال خشونت عمل می‌کند. زندان‌های آمریکا بیش از هر زمان دیگری شلوغ شده‌اند. نظامیان بیش از آنچه که پیشنهاد می‌دهند بودجه دریافت می‌کنند. مردم بیشتری به دایره فقر سقوط می‌کنند و خدمات دولتی را از دست می‌دهند در حالی که دولت، خادم لابی‌های قدرتمند داخلی و خارجی شده است. نابرابری طبقات اجتماعی در آمریکا با اکثر کشورهای اروپایی قابل مقایسه نیست.

آمریکا در این روزها چنین تصویری دارد. این همان دموکراسی است که بخشی از شهروندان ناآگاه آمریکایی به آن تفاخر می‌کنند. این همان دموکراسی است که آمریکا ادعا می‌کند دنیا آرزویش را دارد.

در این وانفسای بین‌المللی چیزی که می‌توانیم به آن دل ببندیم این است که هر روز دروغ‌های طبقه حاکمه آمریکا برای مردم دنیا آشکارتر شود. قدرت آمریکا در حال کاهش است و شاید آنچه امروزه از ترامپ دیوانه می‌بینیم نمودی از تقلای آمریکایی است که نمی‌خواهد سرنوشتش را قبول کند.